X
تبلیغات
کــــلبه تنــــهـایی هـــــا


کــــلبه تنــــهـایی هـــــا

ادم هابازی کردن رودوسدارن این تویی که بایدانتخاب کنی هم بازیشون شی یااسباب بازیشون...

خانـ ه لینـ ک ایمیـ لـ پروفایـ لـ طـراح

 جدیـــــــــــدااااا مدشــــده هرکــــی با مخاطب خاصش بهــــــم میـــــزنه توپروفایلش مینویسه سینگـــــل یعنی کسی که با پدریامادرش دعــــــوا کنه بایدبنویسه یتیـــــــــــم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

به بعضـــــیا بایدگفت عزیزم طرفداارات خیلی زیادشــده چقد ارزون شدی...............!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

زندگی مال منــــــــــه بهم نگوچی خوبه!!!!!!!!زندگی مال خودمه خودم میدونم تودخـــــــــالت نکن....!!بزارهرطورکه هست بگذره دخالت نکن چون اجازه نمیدم!!!!!! 

♥ چهارشنبه چهارم دی 1392 ساعت 14:8 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA
♥ چهارشنبه چهارم دی 1392 ساعت 13:59 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA

دوری!


آزمون دلهاست..!


یا دلتنگ میشوی

یا


فراموش...

عکس های عاشقانه غمگین سری ششم
 
♥ جمعه هفدهم آبان 1392 ساعت 16:44 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA
دختـــــ♥ـــــر که باشی... هزار بار هم که بگوید: دوستـــــــــــــــــــــت دارد...!! بازهم خواهی پرسی: دوستــــــــــــــــم داری....؟ و ته دلـــــــــت همیشه خواهد لرزید.......!! دختر که باشی هرچقدرهم که زیبــ♥ــا باشی نگران زیبـــاترهایی میشوی که شاید عاشــقش شوند.....!! هروقت که صدایت میکند:خوشــــ♥ـــــگلم!!! خدا را شکر میکنی که درچشمان او زیبایی ...!! دســـــــت خودت نیست... دختـــــ♥ـــــر که باشی..... همه ی دیوانــــ♥ــــگی های عالم را بــــــ♥ـــلدی......!
♥ جمعه بیست و دوم شهریور 1392 ساعت 13:27 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA

خــــــــیلی ســـخــتـــه


نصفه شبــــی بغض گـــــلوتو بگیــــــره و دلتنگــــــش بشـــی


فکــــــــر کنی شایـــــــد مثل قدیمـــا


باز هم یه اس بده گاه و بی گاه و بپرسه خوابی یا بیداری؟.
.
.
ولـــــــی بــاید قبول کنی


اون هیــــــــچوقت برنمیگرده. . .

♥ سه شنبه پنجم شهریور 1392 ساعت 11:25 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA

 

فقط غروبها نیست که دلگیر است.

دلت که گیر کسی باشد همیشه میگیرد..

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک

دردناک ترین جدایی آن است که ندانی چرا؟

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک


با چشمام ازش خواهش کردم ... ولی رفت ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک



 ته خط.......

براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس

 

♥ جمعه سی و یکم خرداد 1392 ساعت 14:5 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA

وقتی سرت بر روی شانه هایم بود، دستانم درون موهایت بود
آرامش را از صدای تپشهای قلب مهربانت حس میکردم
حس میکردم دیگر تا ابد مال منی ، همانطور که تو حس میکردی که من مال توام
دلت میخواست یک سکوت عاشقانه بین ما باشد، دلم میخواست این سکوت همچنان پا برجا باشد
دلت میخواست همیشه سرت بر روی شانه هایم باشد، دلم میخواست شانه هایم تا هر زمان که بخواهی در اختیار تو باشد
دلت میخواست باور میکردی که رویا نیست ، دلم میخواست همچنان درون رویاهایت باشم
رویایی مثل واقعیت ، اینکه تو در کنارمی، مثل من که پر از احساسم پر از احساس عاشقانه ای
دلم میخواست تمام نشود هیچگاه در کنار هم بودن ، دلت میخواست به خواب روی زمانی که در آغوشت بودم
آرام باش در کنارم، به هیچ چیز جز عشقمان فکر نکن ، تنها حس کن مرا ،بشنو صدای زمزمه های قلب مرا
سرم را بر روی سینه ات گذاشتم تا بشنوم صدای تپشهای قلب تو را ….
شنیدم صدای دریایی از احساس که آهنگ امواجش دیوانه میکرد مرا ، مهربانی اش عاشقتر میکرد مرا
نگاه کردی به چشمانم ، خیره شدم به چشمانت ، میتوانستم بخوانم آنچه درون آن چشمهای زیبایت است
شوق دیدار را میخواندم از چشمانت ، حس عشق را میخواندی از چشمانم ، بیقراری عاشقانه را میدیدی در چشمانم ،
آرامش در کنار هم بودن را میدیدم در چشمانت
و اینگونه شد که بیشتر ماندیم در کنار هم ، تا بچشیم طعم شیرین عشق را با هم

برای دوست داشتنت
محتاج دیدنت نیستم...
اگر چه نگاهت آرامم می کند
محتاج سخن گفتن با تو نیستم...
اگر چه صدایت دلم را می لرزاند
محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم...
اگر چه برای تکیه کردن ،
شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است!
دوست دارم بدانی ،
حتی اگر کنارم نباشی ...
باز هم ، نگاهت می کنم ...
صدایت را می شنوم و به تو تکیه می کنم
همیشه با منی ،
و همیشه با تو هستم، هر جا که باشی...




 

♥ پنجشنبه سی ام خرداد 1392 ساعت 11:46 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA

وقــتــﮯ مـهـربـانـیــﭟ از دور

اینـﻖـدر نــزدیـــڪ اسـت



حس میــــڪـنــم



جــغــرافــیــا


یـــڪ 【 دروغ 】 تـاریـخـیـسـت . . .



♥ سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392 ساعت 13:55 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA
امشب باز دلم گرفت. نمیدونم از چی یا از کی!! فقط میدونم که
هیچکس ندارم که آرومم کنه همه دلخوشی هام یه جورایی از دستم رفت، فقط خودم موندم و
خودم چنان زمین خوردم که هیچ مدل نمیتونم بلند بشم، بن بست میدونین چیه؟؟من یکی حتی
کارم از بن بست هم گذشته شاید خدا باهام قهره، شایدم من از خدا دورم، چقدر سخته درد
ندونستن چیزی، آه، دلم پرشده در حد یه اسختر غم، غمی که همیشه باهام بوده و جرئت
ندارم بپرسم به چه جرمی دامن گیر من شده. وقتی به سطر آخر میرسم احساس میکنم آروم
شدم ولی وقتی کتاب رو میبندم میبینم نه این قصه سر دراز داره،یه سری که آخرش معلوم
نیست کجای این خط های کتابه، ولی این نیز بگذرد

ای نگـاهـت پر از شکوفایی

مٌردم آخـر چه وقت می آیـی

بشکنم حجم بـغـض دلتنـگی

اشـک،بـارم به پای تنهایـی

 



تنها  

 را

  ﺑﻠﻨدترלּ  شاخهﮮ  כرخت خوب ﻣﮯ ﻓﻬכ .....

انگار هرچه بزرگترﻣﮯ شویم

تنها تر ﻣﮯ شویم....

به راﺳﺘﮯ  " כا "

ازبزرﮔﮯ تنهاست

یا ازتنها بزرگ.....

چــِگونہ مے شــَــوَد

اَز خُدآ گـــِـرِفـت چیزے را

کہ نــِـمے دَهـــَــد؟

مے گویند قـــِـسمـَــت نیست،

حِکمـَـت اَستــــ

مـــَـن قـــِسمـَـت و حِکمـَـت

نِــمے فـَـهمــَـمــــ

تــــــو خُدآیـــے

طاقـــَــت را مے فـــَـهمے

مـــَـگـــَــر نہ ؟!!

♥ یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392 ساعت 17:6 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA

بي تو دباره دلم گرفته ديگه پاييزو ديگه بهارش

فرقي نداره.بارون نم نم داره مي باره چشماي

بارونودوباره غم گرفته ياد تو داره

    خیلی سخته فراموشت کنم.

    این دلو بی سرو سامونش کنم.

    نمی دونم عشقی که داشتیم هنوزم یادته.

    گلهایی که دادم بهت عزیزم کنارته؟

    یادته به من می گفتی همیشه کنارتم

    هر جای دنیا که باشی همیشه به یادتم

    برای خوشبختی چیز زیادی نمیخواهم ...

    همین که آغوش تو باشد و

    هرم لبانت...!

     

♥ شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 ساعت 13:56 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA

 | تصاویر جاستین بیبر با ماشین گران قیمت | جاستین بیبر | جدیدترین عکسهای جاستین بیبر | عکس جدید جاستین بیبر | عکس ماشین گران قیمت جاستین بیبر | عکس های جدید جاستین بیبر | عکسهای جاستین بیبر | عکسهای جدید جاستین بیبر | گالری عکس جاستین بیبر | دوست دختر جاستین بیبر | نامزد جاستین بیبر

♥ یکشنبه نوزدهم خرداد 1392 ساعت 12:47 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA

باید بازیگر شوم ،

آرامش را بازی کنم ...

باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم ...

باز باید مواظب اشک هایم باشم ...

باز همان تظاهر همیشگی : " خوبم ... "

از یـه جـآیی به بـعد دیگه ، نه دَست‌ پــآ میزنی

 

نه بــآل بـــآل میـ‍زنی

 

نه دل دل مـیکـنی

 

نه داد و بیداد میـکـنی

 

نه گــریه میـکنی

 
نه سـرت میزنی به دیوار
 
نه مـشـتت میکوبی به دیوار
 
از یه جایی به بـَعد فـَقط سکوت میکنی سکوت !
خوبي بادبادك به اينه كه مي دونه


زندگيش به يه نخ نازك بنده


ولي بازم قدآسمون پروار مي كنه و ميخنده

 
بنـــد دلـــم را
به بند کفـــش هایت گـــره زده بودم
که هر جـــا رفتـی
دلــم را با خود ببری
غــــافل از اینکه
تو پـــا برهنـــه می روی
و بی خبــــر
 
می خواهم برگردم به روزهای کودکی

آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود . 

عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .

تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.

تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!

 
♥ شنبه هجدهم خرداد 1392 ساعت 21:18 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA


خُــدایـــا!
مَـن دَستـت را خـوانـده امـ...
دَسـتت بَــرای مـَن رو شُـده است!
تـو سمفـونـی ِ زیبـــای ِ شَکسـتن ِ ایــن دل ِ لَعنتــی را دوستـــ داری!
بـــاشـداگـــر تـــو مـی خــواهــی،بــــاشد
مـی شِکنــَـــم
بــــاز هَــم.می شنوی


ایمان می آورم به دوستی
و صداقت قاصدک !
سال هاست که ،
صدایم را شنید ...
نگاهم را خواند ...
محبتم را فهمید ...
غصه هایم را گریست ...
خوشی هایم را خندید ...
و همه شان را رساند به دوردست های خاکستری !
این روزها ، بیشتر از همیشه ،
قاصدک را می خوانم !
و "تو" امروز هر چه قاصدک دیدی ،
جز پیام دلتنگی های من چیزی از او نخواهی شنید !...


میخواهم برایت تنهایی را معنی کنم!
در ساحل کنار دریا ایستاده ای ,
هوای سرد ,
صدای موج
انتظار انتظار انتظار
… … به خودت می آیی ,
یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند ,
نه دستی که شانه هایت را بگیرد ,
نه صدای که قشنگ تر از صدای دریا باشد
اسم این تنهایی است....

قاصدک" مقبره تنهایی من است....
بهترین رفیق روزهای تنهائیم...!



روزهای انتظار
چه عاشقانه مرا می شکند
و تو چه سرد از من عبور می کنی .....

♥ شنبه هجدهم خرداد 1392 ساعت 13:17 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA

پاییز از زمستون غمگین تره چون بهارو ندیده،

ولی من از پاییز غمگین ترم ، چون خیلی وقته تو رو ندیدم

توبه می کنم دیگر کسی را دوست نداشته باشم حتی به قیمت سنگ شدن

توبه می کنم دیگر برای کسی اشک نریزم حتی اگر فصل چشمانم برای همیشه....

این نوشته هایم:
تنها میراث من است.
واین میراث من تنها یادآور خاطرات دیروز وامروز وفردای من است. وچون من به تنهایی عادت نخواهم کرد، فریاد دل را در سینه جمع آوری میکنم ویکجا در وبلاگم مینگارم.
آری! این نوشته هایم فریادهای بی صدای قلبم است که تاکنون رنگ شادی راپیدانکرده.
چون میگذرد غمی نیست.

 

♥ شنبه هجدهم خرداد 1392 ساعت 13:8 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA


 ای عشق مددکن که به پایان برسیم

چون مزرعه تشنه به باران برسیم

یا یابرسدبه من یامن به یار...........

یاهردوبمیریم وبه پایان برسیم

♥ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 ساعت 18:16 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA

از این شاخه به آن شاخه پریدی ،

از این قلب رفتی و به قلبی دیگر نشستی ،

عین خیالت نیست که دلم را شکستی،

انگار نه انگار که روزی با هم عهدی را بستیم!

 

لــــــــَــــش ایم،لاشــــــــــــی نیستیم

بـــــــــَـــد دهن ایم،بــــــــــــی ادب نیستیم

وَحــــــــــــشی ایم،بی رحــــــــــــم نیستیم

تـــــــــَـــکپــــــریم،مــــــــــــغرور نیستیم

خــــــــــــود خواهیم،پـــــــــُـــر توقع نیستیم

رُکیمــــــــــــ،دروغــــــــــــگو نیستیم

ساکـــِـِــــــــتیم،لالــــــــــــ نیستیم

کله خــــَــــــــریم،بیشــــــــــــعور نیستیم

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست
آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست
می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد
آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست
می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند
از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است
راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو
تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست
طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود
روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست

دیشب را تا صبح بدنبالت گشتم

لابه لای تمام خاطرات گذشته...

تمام خوبهایم را ورق زدم...

لحظه به لحظه اش را...

رد پایت همه جا جاریست...

اما...

دوباره تکرار داستان همیشگی

نبود تو و انتظار من...!!!

امروز را هم دوباره دنبالت می گردم......مثل همه روزهای نبودت!!!

امروز هم سراغت را از تمام برگ ها می گیرم...!

شاید برگی را از قلم انداخته باشم!

چـقــدر بـگـــویـم ؟


قــرص آرامـم نـمـــی کــنــــد !!!


آغـــوش تــ ــ ـــو

تـنـهــــا آرام بـخـش  مـــــن اسـت

نمی‌دانم چه سرّی دارد!


اسم كوچكم هزار بار هم گفته شود


به پای یك بار گفتن تو نمی‌ رسد...

جسارت میخواهد

نزدیک شدن به افکاردختری که

روزها

مردانه بازندگی می جنگد

اماشبها...

بالشش از هق هق های دخترانه خیس است.



 

♥ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 ساعت 18:7 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA

قصه زنگيم را از کجا شروع کنم؟ قصه عشقم را از کجا آغاز کنم؟از کجاي قصه عشقم بگم؟

از عشقي که با برق نگاهش آمد بسويم؟
 از موندن سوختنم يا از رفتن دل شکستنش بگم؟

اي کاش بودي،اي کاش در ميان ما بودي،بودي و شاهد دلتنگيام و دل خسته ام بودي.
عشق من،تو رفتي و بعد تو من چه کسي را عشق من صدا کنم و به چه کسي بگم بي نهايت دوسش دارم و جانم را فداي چه کسي غيراز تو بکنم. تو رفتي و بعداز تو براي من نبود سينه اي براي سرسپردنم و شانه اي براي گريه هاي شبانه ام.
نام زيباي تورا هرشب بي صدا فرياد مي زنم و مي گويم دوستت دارم گل پاييزيم. تويي همه دارو ندارم، اگر چيزي ندارم که فداي چشمانت بکنم در عوض يک دل ديوانه در سينه دارم که به عشق تو در سينه مي تپه و شب و روز بي قراره و چشم انتظار ياره؛  با جان و دل آنرا فداي چشمان قشنگت مي کنم فداي سيماي نورانيت مي کنم.
گل زيبايم اين عشق يک هوس نيست، اين عشق براي يک لحظه و يک ثانيه نيست، اين عشق، عشق اول است، اين عشق تا بي نهايت ها ادامه دارد، تا لحظه رسيدن، تا لحظه ديدن و شنيدن. اين ها حرف هاي دل يک پسر عاشق است که عشق را با تمام وجودش درک کرده و تنهايي عشق را احساس کرده است.
اي کاش براي يک لحظه مهمان خانه ام  بودي، مهمان خانه تاريک وسردم بودي. اي کاش چراق اتاقم بودن چشمان قشنگت، چشماني که درونش پراز زيبايي هاي مبهم است.
من کسي هستم که بي نور عشق برگي در دست بادم، کسي هستم که براي رسيدن به تو هزاران بار خدا را قسم به کعبه دادم.(افسوس که همه اين ها يک،اي کاش و آرزو است و براورده شدنش در رويا هاست.)

♥ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392 ساعت 15:23 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA

توکه باشی...هرروزنه...هرثانیه عشق است

با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا

بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !

خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام …

تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :

دوستت دارمــ خاص ترین مخـاطب خـاص دنیـا
 

این لحظه!

دیگه زندگیم داره ته میکشه

از دلم پیاده شو...آخرشه

آره...چقدر زود گذشت...این لحظه!

همان لحظه ای که بی تفاوت از آن گذشتیم

ای کاش قدرش را می دانستیم

نمیخوام در به دره پیچ  خم این جاده شم

خدایا!

یاریم ده تا در زمره ی عاشقان درآیم،

که گرچه عشق،آدمی خوار است،

اما آنکه بی عشق به سر برد،خوار است.

دستم بگیر تا سرمست و گرم عشق باشم،

اما خاموش و بی خروش

و شکسته ی عشق باشم،

چون تویی مایه ی تسلای دلشکستگان

پس مرا سوختنی عطا کن

تا در آتش آن از من هیچ نماند،

که کشته ی عشق،از این فناشدن شاد است

و سوخته ی عشق،از این خودسوزی ،آباد است...  


کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم
اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم
کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را
از نگاهش می توان خواند
اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد
و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم
سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست
دنیا را ببین... بچه بودیم از آسمان باران می آمد
بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید!!
بچه بودیم دل درد ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند
بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم ...هیچ کس نمی فهمه

 

♥ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392 ساعت 20:43 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA

میرسد روزی که بی من روزهارو سرکنی
میرسدروزی که مرگ دوست راباور کنی
میرسدروزی که تنها درکنار قبرم خاطرات کنه ام را موبه مو ازبرکنی!!!!!



تــو دخـتــر شدی نـه بـرای در حسـرت مــونـدن یکـــ بـوسـه

برای خلق بـوسـه ای از جنس آرامش

تـو دخــتــر نشــدی کـه همخـواب آدمـای بیخــواب بشـی

دخـتـر شدی کـه بـرای خـواب کسـی رویـا بـاشی

تـو دختــر نشدی کـه در تنـهـائیت حسرت آغـوش عـاشقـانه ای را داشتـه باشی

دخـتـر شدی تـا آغوشـی در تنـهـایی عشقت

بـاشی....

 

♥ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 ساعت 21:22 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA

 

دلم می سوزد

و در ان تاریکی

و در ان خلوت

و در ان تنهایی منو حسم

منو شمع روشن یادت

شد مونس من...

دلم میسوزد...برای انچه...

از من نبود ولی بر من تمام شد...

دلم میسوزد برای انچه ....

برمن بود ولی بر دیگری تمام شد...

دل من گاهی میگیرد ...

میشود به اندازه ته سوزن....

و گاهی...پهنایی به اندازه گیتی پیدا میکند...

دل من گاهی کودکی میشود ....

بازی یش میشود پرسه زدن از باغ دلی به باغ دلی دیگر....

اما ناگهان در ان چمنزار دل زیبا....

میماند انجا ..یک روز...یک ماه.. یک سال...یک قرن...

اری او ماند ...تا با هم بازی هایش گرم در بازی شود...

و زمانی که برگشت ...

انگار نیامده بود....

خسته تر از خسته...با زخم های کوچک...اثرات بازی..

دل من خسته است...

دل من روحش را در ان باغچه ....جا گذاشته است...

دل من کودک بود و شد هم بازی کودکان...

و چه کودکانه دل بست..و برگشت...

ولی دیگر ...دل من دل نبود...

♥ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 ساعت 13:34 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA

 

ستارگان دلم...

ای ای ستارگان....

ای اویز های درخشان دل من....

-از کجائید...از کجا امده اید؟

-ماییم فرزند خدایمان نور....فرمان بردار خدایمان عشق..

خدایی که با عشق به بندگان جان داد...

-شما در شب دل من چه میکنید؟

-ما از طرف خدای غربت امده ایم...به هر کس که تنها مانده..چراغ دلش را برای دیگری روشن کردهو خود در تاریکی مانده.....اری برای هر کس که چراغش از ان دیگری است.....ما دلش را روشن میکنیم..تا ابد...تا شاید روزی رسد..تا دلش با چراغ دلی زیبا و روشن روشن شود شاید روزی کسی چراغ دلش را با این دل داده تقسیم کند...

-اری شاید ان زمان دل من دل تو معنا نداشته باشد

بشود دل ما.....

♥ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 ساعت 13:34 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA


میدانم تو نیز حال مرا داری ، تو نیز مثل من ، هوای دلم را داری
میدانم با دلتنگی ها سر میکنی ، بس که اشک میریزی چشمان نازت را تر میکنی…
من که به خیال تو رفته ام به خیالات عاشقانه ، تو به خیالم پیوسته ای به یک حس عاشقانه
شیشه ی دلتنگی ها را شکسته ایم در دلهایمان،او که میفهمد حال ما را کسی نیست جز خدایمان!
کاش بیاید آن روزی که تو را در کنارم ببینم ، خسته ام از این انتظار ، سخت است بی خبر بودن از یار، آن یاری که مرا در راه نفسگیر زندگی همیشه همراهی میکند ، آن یاری که هوای دلم را بارانی میکند
مثل یک روز بارانی ، به لطافت همان بارانی که من عاشقانه

 دوستت دارم!

♥ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 ساعت 13:31 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA

????????این روزها به هر که می رسم

شماره اش را تـعارفم می کند!!!

انگار که سیگار است!????????

چون در جوابشان می گویم:

????????من اهلش نیستم…!!!????????

 

             پاییز عاشق

چقدر دوست داشتم یک نفر از

 

من می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟

 

چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس که

 

 هیچ کس نبود ...همیشه من بودم و من و تنهایی

 

 پر از خاطره ... آری با تو هستم!

 

 با تویی که از کنارم گذشتی و حتی یک بار هم نپرسیدی

 

 چرا چشمهایم همیشه بارانــــــــــــــــــی است

 

                  

حرفی نیستـــ...


خودم سکوتتـــ را معنی می کنم!

کاش می فهمیدی،


گــــــــــاهی...

همین نگــــاه ســـــــــــــــــــردت...


روی زمستان را هم كم مي كنـــــــــد ... !

 

عکس عاشقانه

 

روے چَـ ـمـטּ هـآ غَــلـتــ ميزنَــمـ

نـ ـگرآטּ پـ ـآكـ شُـ ـدטּ رژ لبـ ـمــ

نيـ ـسـتمــ..!

خـ ـآلِـصـ ـآنـﮧ هَـمينـَمـْ...!

اینـجـآ مـَـنــ مـےـنـویـسَـم (!)

✔ لـحـظـﮧهآیــم را .../.
✔ عصَـبـآنـےَـتــم را .../.
✔ دلــ تـنـگـےهـآیــم را .../.
✔ غـُـرغـُـرهـآیـــم را .../.
✘ گـِـلــِــﮧهـآیـے ڪﮧ هیـچـگـآه

بـﮧ زبــآن آورده نـمےشونـد

و مـُـدآم نـوشتـﮧ مےشـونـد ...


✘ تــوـےِ آشفتـﮧتــریـن لـحـظـآتـــ هــَـم

مــرآ بـبـیـنـے ظـآهــِـرَـم آرام استــ .../!

اَمــ(!)ــا ایـنــجــآ ڪَـلــمـــﮧهــآم فــــَـــریـــآد استـــ ...

✔ اینـجـــآ مـــآلـــِ مــَــنـــ استـــ .../.

✔ مــالـــِـ خـودمــ (!)

قسمت نشد...


هــَـر جــور دلــَـم بِـخـوآهــد تــوشــ مےنــویـسـم ...
✔ تــآ آرامــَـم ڪُـنــَـد .../.
✔ وقـتـے صـِـدآ ڪــَـم مـےآورـم (!)
وقـتـے دَرـدَمـ مےگـیـــرد .../!
✔ وقـتـے بُـغـضــ مےڪُـنــَـم .../.
✔ وقـتـے مـےمـیــرَمـ (!)

.
.عکس های جدید ، بسیار زیبای عاشقانه و احساسی سال 91|www.shadifun.com

 

دلم گرفته ...

 

نه اينكه كسي كاري كرده باشد نه...

 

اين روزها آدم گريز شده ام

 

كسي دور و برم کاری ندارد

 

دلم گرفته .... از اينكه !

 

آنچه هستم را نمي فهمند...

 

و آنچه هستند را مي پذيرم ....

 

و دنيا ... به رويش نمي آورد اين همه تناقض را...

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

 خدایا !

اینکه می گویی از رگ گردن به من نزدیک تری

در سطح درک و فهم من نیست

لحظه ای پایین بیا...

تا مسائل را رو در رو حل کنیم

مشکلات از آن بالا کوچک دیده می شوند ...

 

 

 " چشم هـــــایت را ببنـــــــد "
تحمـل اینکه بـدانـــــم ، می بینی و بی خیــــــــــالی
خیلی سخت اســت

 

 

 

منو ببخش غریبه که بهت شانس آشنایی نمیدمدیگه طاقت دل کندن ندارم 
می خوام که عشق خاصیت من باشه
نه رابطه خاص من باکسی

 

 

برگرد و زمان را غافل گیر کن...

من با تک تک این ثانیه ها شرط بسته ام

 

 

 

اگر روزی رسیدی که من نبودم

تمام وصیتم به تو این است

  " خوب بمان " 

از آن خوب هایی که من عاشقش بودم..!

 

 

 

 

قسم

به جان چشمانت !!

اینبار آنچنان رفتنی ام ...
که ، کاسه های آب را هم قسم دهی

نه آن روزها باز میگردند و نه من...!

 

 

 

چه قانون نامردیه "واسه شروع یه رابطه هر دو طرف باید بخوان
ولی واسه تموم شدنش همین که یه نفر بخواد کافیه!

 

                       

خدا جون ...

چرا اینطوری شدم ...

 فکر می کنم دارم اشتباه می کنم ...

 خدایا دیشب همه ی زندگیمو سپردم به خودت ....

از این به بعد دیگه هر چی تو بخوای ...

فقط تو با من باش ...

 

 

 
 
 
سلام روزگار...

چه میکنی با نامردی مردمان..

من هم ..

اگر بگذارند ...

دارم خرده های دلم را...

چسب میزنم...

راستی این دل ...
دل می شود ؟

 

♥ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 ساعت 16:15 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA


 

یه پسرایی هستن که . . .

صدای خنده هاشون تو خیابون میپیچه

شلواراشون نه خیلی براشون بزرگه نه خیلی کوچیک

ابروهاشون فابریک خودشونه

همونایی که نه لکسوز دارن 

نه کمـری...

اما مـرام دارن

چشمشون همه جا کار نمی کنه

و دنبال موی بلوند و چشم آبی نیست

پسرایی که موزیکـ های خارجی رو بدون معنی کردن حفظ نمیکنن

پُــــز نمیـــــــدن

پاتوق شون مهمونی و شیشه و انواع مشروبی جات نیست

آره رفیـق . . .

اونایی که تکیه کلامشون معرفته

بی ریا، با خدا، مهـربون و با مسئولیتن

آدم میتــونه بهشون تکیه کنی

کنارشـون آرامش داری

کنـارش باشی یا نباشی حواسش به بقیه دخترا نیست

و آدم ها رو مثل هـم نمی بینن

این جور پسرا خیلی مـردن

خیلی تکن، خیلی خاصن ...

خیلی شوخن و جنگولکـ بازی در میـارن

ولی احساس شون قویه

آه که بکشن خدا دنیا رو واسشون زیر و رو میکنه . .

bh4te9ducps0cu8rqg1.jpg

♥ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 ساعت 16:6 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA

از " نبودنـــــت " دلـــگیر نیستم...

از اینکه روزگاری

"همه ی دنیایم بـــــــودی"

دلگـیــــــــرم...

 
 
 
 
مرا به تختم ببندید و تنهایم بگذارید

هرچقدر هم نالیدم و فریاد زدم به سراغم نیایید....

من دارم اورا ترک می کنم..!!!

 

 

 

 

غــــفلت کرده ای مـــــــادر ...

پـــشت این قـــلب عـــاشق ،

فرزنـــدت آرام آرام جـان میسپارد ...

و تـــــو ،

فرامــوش کردن را به او نــیاموخته بــودی ... !!!

 

 

http://axgig.com/images/89182663444791557755.jpg
 

 

 

""بـی تــفاوت "" بــــاش ...!!!

بــه جـهنم ... 

مــــگر دریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا مُـــرد از بــی بارانی ...؟!!!

 

 

http://axgig.com/images/27978222303672407268.jpg

 

 

شنیــده بــودم "پـــــــــــــا" ، "قــلب دوم" است ...

 

امابــــــــــــــــــاور نداشتــم !

 

تــا آن زمــان كــه فــــــــــــــهمیــدم ،

 

وقتــی دل مــانـــدن نــدارم ،

 

پــای ایــــــــــــــــــــــــــستــادن هــم نیســت... !!!

 

http://axgig.com/images/00417278057733411405.jpg

 

♥ شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392 ساعت 23:9 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA
باران که می گیرد

از تن گل ها


بوی پیرهنت می آید


و رنگین کمان


همه را از آنِ خود می داند...


♥ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ساعت 12:19 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA
نمیدانی

بوی کسی روی گونه ات جامانده باشد


چه سنگین است... !


قاعده همین بوده


از همان ابتدای انگور....


شراب هرچه تلخ تر گیراتــــــــــر !!


♥ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ساعت 12:18 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA
دلم تنگ می‌شود

چشمانم باران می‌خواهد


خدایا!


فرو بردن این همه بغض روزه را باطل نمی‌كند؟


♥ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ساعت 12:16 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA

 

 

شده یه چیزی تو دلت سنگینی کنه….؟؟؟

خیلی سخته آدم کسی رو نداشته باشه…

دلش لک بزنه که با یکی درد دل کنه ولی هیچکی نباشه…

نتونه به هیچکی اعتماد کنه…

هر چی سبک سنگین کنه تا دردش رو به یکی بگه نتونه,

آخرش برسه به یه بن بست …

تک و تنها با یه دلی که هی مجبورش می کنه اونو خالی کنه …

اما راهی رو نمی بینه سرش روکه بالا می کنه آسمون رو می بینه

به اون هم نمی تونه بگه…

خیری از آسمون هم ندیده

مگه چند بار اشک های شبونش رو پاک کرده…؟!

بهش محل هم نداده

تا رفته گریه کنه زود تر از اون بساط گریه اش رو پهن کرده تا کم نیاره …

خیلی سخته ادم خودش رو به تنهایی خوش کنه اما دلی داشته باشه که مدام از تنهایی بناله…

خیلی سخته ادم ندونه کدوم طرفیه؟!

خیلی سخته ادم احساس کنه خدا اونو از بنده هاش جدا کرده …

خیلی سخته ندونی وقتی داری با خدا درددل می کنی داره به حرفات گوش می ده یا …

پرده ی گناهات اونقدر ضخیم شده که صدات به خدا نمی رسه…. ؟!

♥ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ساعت 10:38 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA

دلمان خوش است که مینویسیم ...

و دیگــران می خـواننــد ...

و عــده ای می گـوینــد ؛

آه چـه زیبــا و بعضــی اشـک می ریــزند ...

و بعضــی مـی خنــدنـد ...

دلمــان خـوش اســت ... !

به لــذت هــای کــوتـاه ...

به دروغ هــایی که از راســت ...

بـودن قشنــگ تـرند ...

به اینکــه کســی برایمــان دل بســوزاند ...

یـا کســی عاشقمــان شــود ...

با شــاخه گلی دل می بنــدیـم ...

دلمــان خـوش می شــود ...

به بـرآوردن خـواهشــی و چشــیدن لـذتـی ...

و وقــتی چیـــزی مـطابـق مــیل مــا نبــود ...

چقـــدر راحـت لگـــد می زنیـــم ...

و چــه ســــاده می شـکــنیم ...


 همــــه چیـــز را ...

به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری

وچقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی

چون زمانیکه از دستش بدی

مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی

اون دیگه صدایت را نخواهد شنید                                                                                                                       

♥ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 ساعت 22:12 بـ ه قـلمـ FATEMEHZAHRA


طراح : صـ♥ـدفــ